دست برداز و برو از این میکده ی سربه سری
پای بگذار در اون راهی که فکر کنی بهتری
که فقط فکر کنی توش بهتری
دست برداز و برو، ول کن این همه سال
ای عشق با تو حرف میزنم
ای رنج مگر آجری
(نامجو)
خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش و نماند هیچش الا هوس قمار دیگر